همه هدفم از این سخنان این است که برای بار چندم کسانی را که در حال خود شیرینی و خوش رقصی برای قاتلان فرزندان این ملت هستند، به توبه دعوت و به بازگشتن به بین مردم تشویق کنم. حکومتیها اعم از سپاه، ارتش، بسیج و نیروی انتظامی بهتر است خوب به دادگاه متهمان کهریزک نگاه کنند و ببینند که این حکومت پشیزی برایشان ارزش قائل نیست و اگر لحظه ای از روی عقل، نه وجدان، تصمیم بگیرند، خواهند فهمید که همکاری با این حکومت جائر بسان راه رفتن بر لبه تیغ است. زیرا اولین قربانیان خطای سران حکومت ، خود این مزدوران خواهند بود که با دستور بالاسریها به مسلخ خواهند رفت. و اگر همین الان به سمت مردم بازنگردند، فردای پیروزی ملت باز هم در دادگاه باید پاسخگوی مردم ایران باشند و در هر صورت هیچ راه فراری نخواهند داشت.
اگر دین ندارید آزاده باشید - زنده باد جنبش حق طلبی و آزادیخواهی ملت عزیز ایران - پیروزی مسلما از آن ماست V

اولین قربانیان خطای حکومت، خود مزدوران حکومتی خواهند بود
همه هدفم از این سخنان این است که برای بار چندم کسانی را که در حال خود شیرینی و خوش رقصی برای قاتلان فرزندان این ملت هستند، به توبه دعوت و به بازگشتن به بین مردم تشویق کنم. حکومتیها اعم از سپاه، ارتش، بسیج و نیروی انتظامی بهتر است خوب به دادگاه متهمان کهریزک نگاه کنند و ببینند که این حکومت پشیزی برایشان ارزش قائل نیست و اگر لحظه ای از روی عقل، نه وجدان، تصمیم بگیرند، خواهند فهمید که همکاری با این حکومت جائر بسان راه رفتن بر لبه تیغ است. زیرا اولین قربانیان خطای سران حکومت ، خود این مزدوران خواهند بود که با دستور بالاسریها به مسلخ خواهند رفت. و اگر همین الان به سمت مردم بازنگردند، فردای پیروزی ملت باز هم در دادگاه باید پاسخگوی مردم ایران باشند و در هر صورت هیچ راه فراری نخواهند داشت.
آنقدر گناهکارید که زمین هم از زنده بودنتان بیزار است
الاغ ملانصرالدین و تعمیر پشت بام خانه
ملا نصر الدین با خود گفت: "لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد".
دیگر طاقت دیدن کمرهای شکسته مردان سرزمینم را ندارم...
از آن یزید تا این یزید فاصله یک آینه است، آن یکی از دمشق و این یکی از خامنه است
از آن یزید تا این یزید فاصله یک آینه است، آن یکی از دمشق و این یکی از خامنه است.
یک سال از مهاجرت یاران عاشوراییمان گذشت و پایه های ظلم لرزان تر از گذشته شده است. بر ماست که راه شهیدانمان و راه زندانیانمان را ادامه دهیم تا به غایت حق هر انسان یعنی آزادی دست یابیم.
اطلاعیه "رسام" برای برگزاری روز دانشجو در مالزی
UTM: Johur 4, 5-7 pm
آقای نیروی انتظامی! اقتدارتو بخورم
نه! فکر نکنم! مگه میشه قدرت اول منطقه تیر و تفنگ نداشته باشه!؟ آها حالا فهمیدم! گلوله ها رو جیره بندی کردین واسه روز دانشجو تا هر افسر و سربازی حداقل 50-40 تا تیر داشته باشه تا تو سر و صورت و سینه دانشجوهای معترض بزنه. ای تو روح هر چی موجود پست فطرت. همینه دیگه! باید هم تو روز روشن جلوی چشم مزدورهای حکومت آدم بکشن. پلیسی که وقتش رو بذاره و سیرک بازی کردن و دلقک بازی در آوردن و مانور "اقتدار" بهتر از این در نمیاد. یه مشت هرزه که میخوان امنیت اجتماع رو تامین کنن. آره جون ننه شون. به خاطر حجاب میریزن رو سر یه دختر بی دفاع تا به قول خودشون کشور رو از تهاجم فرهنگی نجات بدهند، بعد هم میان سینه ستبر میکنند که ما اینیم و اونیم. به خدا شما اونم نیستین. قدرت اول منطقه! خاک تو سر این قدرت بریزم! خاک!
الله اکبر گویان دیکتاتور حقیر را به مبارزه خواهیم طلبید
ما صدای همکلاسیهایمان در این وانفسای سکوت زندان هستیم
"پایان نامه" یا مرگ شرافت
همه دیدند که رضازاده کارش به کجا کشیده، چه به روز افتخاری آمده است و عاقبت احمد نجفی ها چه شد. اما در آن سوی میدان همگی دیدیم که چه مقامی پیدا کردند آن فوتبالیستهای سبز کشورمان و چه هیبتی پیدا کردند مهران مدیری و استاد شچریان وقتی که یک ملت را پشت سر خود دیدند. باز هم میگویم که اصلا مهم نیست، بگذار بسازند. ولی دلم به حال بازیگران این فیلم مضحک و احمقانه میسوزد. دلم به حال آن لیلا اوتادی میسوزد که چه زود باید چهار گوشه سن بازیگری را ببوسد و خانه نشین شود و برود پی کارش. راستی دزد بودن با شرافت تر از این کار پست و حقیر نیست!؟
ساخت 9 پل حیاتی در لبنان ولی حتی دریغ از یک پل چوبی در کهکیلویه و بویراحمد
دومین خبر زشت و کثیفی که خواندم مربوط به کمیته ایرانی (سپاهی) بازسازی لبنان بود که در آن اعلام کرده بودند ساخت 9 پل اصلی در لبنان را با پول همین کودکان روستاهای کهکیلویه و بویراحمد به اتمام رسانده اند. ای حاشا بر غیرتتان! که خوک هم از شما بیشتر غیرت دارد. لعنت بر این حکومت فاشیست که حاضر است پول این مملکت را کرور کرور خرج فاحشه های لبنانی و امنیت آنها بکند ولی جان و مال مردمش برایش ذره ای ارزش ندارد. از خداوند میخواهم که روزی به همین نزدیکی ها لبنان را به گورستان دایمی تک تک شما اوباش حکومتی و سپاهی تبدیل گرداند.
سید حسن نصرالله تو دیگه لال بمیر
سبز است دوباره...
جناب ا.ن تو هم آره!!!
پسر گر ندارد نشان از پدر، تو بیگانه خوانش نخوانش پسر
جنبش سبز و هدفمندسازی یارانه ها
شیخ جان! با ما به از این باش که با خلق جهانی
شکسته شدن حصر میرحسین تنها یک نتیجه کوچک از نتایج بیشمار اعتراضهای مدنی است
جناب خ.ر حالا برو به حال خودت و لبنان یه جا گریه کن
الله اکبر گویان بر پشت بامها به کودتاچیان هشدار میدهیم
پیشگویی های شاه نعمت الله ولی در مورد سرزمینم، ایران
دیوان شاه نعمت الله ولیّ ، پیر طریقت حافظ که در موردش سروده است
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟
دیوانی است که تمامی نسخه های چاپی آن از زمان پیش از انقلاب، سانسور و تحریف شده است و تنها نسخه خطی آن معتبر است که فقط قسمتهایی از آن در دسترس می باشد
قدرت کردگار می بینم*** حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم***بلکه از کردگار می بینم
ازسلاطین گردش دوران***یک به یک را سوار می بینم
از بزرگی ورفعت ایشان***صفوی برقرارمی بینم
آخرپادشاهی صفوی***یک حسینی به کار می بینم -شاه سلطان حسین
نادری در جهان شود پیدا***قامتش استوار می بینم
آخر عهد نوجوانی او***قتل اوآشکار می بینم
شهرتبریزراچوکوفه کنند***شهر طهران قرار می بینم
ازشهنشاه ناصرالدین شاه***شیونی بیم دار می بینم
درشب شنبه ماه ذیقعده***تن او برکنارمی بینم
بعد از آن شه مظفرالدین را***توبدان برقرار می بینم
شه چو بیرون رود زجایگهش***شاه دیگر به کار می بینم-رضا شاه
نوجوانی مثال سرو بلند***رستمش بنده وارمی بینم
چون فریدون به تخت بنشیند***پسرانش قطار می بینم
چون دو ده سال پادشاهی کرد***شهیَش را تباه می بینم
بعد از آن شاهی از میان برود***دولتی پایدار می بینم-آغاز حکومت دجّال
قصه ای بس غریب می شنوم***غصه ای در دیار می بینم
شوروغوغای دین شودپیدا***سربسر کارزارمی بینم
غارت وقتل مردم ایران***دست خارج به کار می بینم
کُهنه رندی به کارِاهریمنی***اندراین روزگار می بینم
رنگ یک چشم او به رنگ کبود***خری بر خر سوار می بینم
هر قدم از خرش بود میلی***دور گردون غبار می بینم
لشگراو بود زاصفاهان***هم یهود و مجار می بینم
متّصف بر صفات سلطان است***لیک من گرگ وار می بینم
کاروبارزمانه وارونه***قحط ، هم ننگ و عار می بینم
عدل وانصاف در زمانه او***همچو هیمه به نار می بینم
در زمانش وفا وعهد درست***همچو یخ دربهارمی بینم
بس فرومایگان بی حاصل***حامل کاروبارمی بینم
مذهب ودین ضعیف می یابم***مُبتدع افتخار می بینم
ظلم پنهان ، خیانت وتزویر***بر اعاظم شعارمی بینم
ظلمت ظلم ظالمان دیار***بی حد وبی شمارمی بینم
ماه را روسیاه می بینم***مهر را دل فکار می بینم
دولتِ مرد و زن رود به فنا***حال مردم فکار می بینم
اندکی دین اگر بود آن روز***در حد کوهسار می بینم
جنگ وآشوب و فتنه وبیداد***ازیمین ویسار می بینم
در خراسان و مصر وشام و عراق***فتنه و کارزار می بینم
دور ایشان تمام خواهد شد***لشگری را سوار می بینم
نایب مهدی آشکار شود***بلکه من آشکار می بینم
سیدی را ز نسل آل حسن***سروری را سوار می بینم
جنگ او در میان افغان است***لشگرش بیشمار می بینم
پادشاهی تمام دانایی***سروری باوقار می بینم
بندگان جناب حضرت او***سر بسر تاجدار می بینم
تا چهل سال ای برادر من***دور آن شهریار می بینم- منظور به خاتمه رسانیدن دوره چهل ساله دجال است قبل از ظهور
بعد از آن خود امام خواهد بود***که جهان را مدار می بینم
صورت و سیرتش چو پیغمبر***علم و حلمش شعار می بینم
جنگ سختی شود تمام جهان***کوه وصحرا تباه می بینم- جنگ جهانی سوم
مردمان جهان ز دخت و پری***جملگی در فرار می بینم
مر مسیح از سما فرود آید***گور دجال زار می بینم-آن حضرت شریرترین کافران را زنده از گور بیرون می کشد
مهدی وقت و عیسیِ دوران***هر دو را شهسوار می بینم
قايم شرع آل پیغمبر***به جهان آشکار می بینم
از کمربند آن سپهر وقار***تیغ چون ذولفقار می بینم
سوی مشرق زمین طلوع کند***قتل دجال زار می بینم
دین ودنیاازاوشود معمور***خلق ازاوبختیارمی بینم
هفت باشد وزیرسلطانم***همه راکامکار می بینم
عاصیان از امام معصومم***خجل و شرمسارمی بینم
گرگ بامیش ،شیربا آهو***در چرا برقرارمی بینم
در ألف وثلاثین دوفران می بینم***وز مهدی ودجال نشان می بینم - ألف و ثلاثین =سالهای هزار و سیصد هجری
ا.ن برای تخریب ایران و فرهنگش به عمد اینطور چارواداری حرف میزند
بدانید! راه پیروزی و دموکراسی از همین حزب ولایت میگذارد!
خبر آوردند که بازاری به جوش و خروش افتاده، آن هم در این زمانه!
تنها 9 روز تا 18 تیر باقی مانده، وقت دوباره بپا خاستن است
خاطره ای جالب از آیت الله بروجردی درباره حکومت اسلامی
ازپدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیتالله بروجردی ، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی ازبزرگان و از مدرسین حوزه (ظاهراپدر آیتالله فاضل لنکرانی، مرجع معاصر) علت این رفتار را از آقای بروجردی سوال کرده و میپرسد چرااین افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب میگویند : این آقایان میخواهند شاه رابردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری (ظاهرامرحوم آیتالله کبیر) از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است میپرسد، مگر چه اشکالی دارد؟
آیتالله بروجردی درجواب میگویند:
اشکال بزرگ این امر در این جا است که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم میافتد، با این اسلحه میشود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان وعقاید مردم است که به جان مردم میاندازید. با این اسلحه نمیتوان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته میشود.
حالا ببینم کدوم پفیوز میخواد تا آخر ماه از نظر بنزین خودکفا بشه؟
بالاخره سگ دستگاه قضایی به پارس کردن افتاد
هر وقت قاطرها توانستند پرواز کنند، جناب ا.ن می تواند باز هم رییس جمهور شود!
امیدوارم هر روز یکی از سبزها خود را نقد کند
امروز با خواندن نامه مصطفی تاجزاده مو به تنم راست شد. چقدر جرات و چقدر بزرگی و شجاعت در این مرد وجود داشت و من ندیدم. مرحوم آیت الله منتظری خود را نقد کرد. نتیجه اش چه شد؟ ایشان از داخل این حکومت فاسد رانده شدند و در آغوش صمیمی مردم قرار گرفتند. دقیقا عین همین ماجرا برای آقای تاجزاده در حال اتفاق افتادن است. با این نامه امروز، ایشان گذشته خود را به چالش کشیدند، ایشان توجیه نکردند و با دلیری تمام گفتند که اشتباهاتی را در اول انقلاب مرتکب شده بودند که ایکاش نمیشدند. ایشان در قسمتی از نامه خود به صراحت میگویند: " اگر در پيشگاه نسل جديد به آن خطاها اعتراف نكنيم، آن گاه مجال براي ظهور كساني مهیا ميشود كه همان لكههاي تاريك را چنان بسط مي دهند و چنان نسبت به گذشته فرافكني مي كنند تا خطاهاي به مراتب هولناكتر خود را بپوشانند". ایشان راه حل را در اعتراف کردن به پیشگاه مردم میدانند نه اینکه فرار از آن و بی پاسخ رها کردن آنها. امیدوارم هر روز بیش از پیش بشنویم که یکی از سبزها خود را نقد کرده است، با همه احترامی که برایشان قائلم و مقاومتشان را می ستایم.
حمله همزمان بربرها و مغولها به دفتر علمای سبز
نکته: شایعاتی هم هست که میگه خ.ر خودش در یک دیدار محرمانه از سگهاش خواسته که این اوباش گری ها رو راه بیندازند.
سازی نوین و دلنواز در موسیقی برای جلای روح
آسید علی! ببینم برای 22 خرداد کدام انگشتر را به دست میکنی!
ضمنا 22 خرداد فراموش نشود. باید خارج از فضای مجازی اطلاع رسانی کرد. باید به همدیگر جرات و قوت قلب بدهیم. به خدا ما پیروزیم. ذره ای شک ندارم. همواره وعده و سنت خداوند پیروزی حق بر باطل بوده و این تغییر ناپذیر است. باید از شعار نوسی، تلفن، اس ام اس، الله اکبرهای شبانه و اعلامیه برای اطلاع رسانی استفاده کرد. باید در همه جا، زمان و مکان راه پیمایی ها را ذکر کرد. فقط 2 روز زمان باقی مانده. رسانه شمایید.
علی مطهری، مردی که یکبار به نعل می کوبد، یکبار به میخ
علی مطهری از یک طرف فریاد حق طلبی اش گوش فلک را کر کرده و از طرف دیگر کنار قاتل زمان، خامنه ای، مینشیند و برای او مجیز خوانی میکند. این آدم در تمام دورانی که من به یاد دارم یکی به نعل کوبیده یکی به میخ! میآید و در برنامه های مزخرف تلویزیون ضرغامی دم ازآزادی بیان و حق مردم میزند ولی خودش ریشه در ظلم دارد و از مسبب اصلی این همه جنایت تمام قد حمایت میکند. دیروز مراسم خمینی بود (14 خرداد) و مطمئنا شما هم از گندکاریهای ا.ن و خ.ر خبردارید. امروز علی آقای مطهری متنی منتشر کرده که بازهم حکایت از سیاستهای یک بام و دو هوای این فرد دارد. در قسمتی از متن می نویسد که همه این کارها و ظلمها زیر سر این احمدی نژاد است و در جایی دیگر موسوی و کروبی را سران فتنه مینامد و میگوید اگر آنها را محاکمه کرده بودیم الان احمدی نژاد جرات این همه جولان دادن را نداشت.
از همه این حرفها بنده تنها به یک نتیجه میرسم که این آقا اصلا به حق و راستی کار ندارد. ایشان یک سری قانون و بت برای خود دارد. مثلا از احمدی نژاد متنفر است پس به او میتازد و در این بین کمی هم از حق ملت حرف میزند تا عوام فریبی کند. یا مثلا در جایی دیگر از موسوی و کروبی، که همگی میدانیم دارند از حق دفاع میکنند، انتقاد میکند که کاملا در تناقض با حرفهای دیگرش در زمینه حقوق ملت است. این آدم در زندگی بتی هم دارد به نام خامنه ای، که حاضر است تمام حقایق عالم هستی را زیر پا بگذارد ولی کسی به بتش چپ نگاه نکند. هر چند که امروز در نوشته اش کمی هم به طور غیر مستقیم از خ.رش انتقاد کرد ولی بیش از این نمیتوان از این موجود انتظار داشت. اینها همگی دست آموزان این ولایت مطلقه هستند که در نهایت امر باید به سمت متولی خود برگردند و آبی از اینها برای ما گرم نخواهد شد (هرچند که انتظارش را هم نداشتیم).
نقدی بر نیک آهنگ کوثر، کسی که فقط ادعا دارد می فهمد
همین آقای نیک آهنگ کوثر آنقدر کارها و کارتونهایش کودکانه است که نمیداند (یا میداند و از عمد این طور وانمود میکند که نمیداند و یا شاید هم به قول یارو مامور جمهوری اسلامی است که اینقدر نفت در آتش میریزد) جنبش سبز و سران آن رسانه ای جز سایت کلمه و جرس و چند سایت دیگر ندارند و به همین دلیل است که با این رسانه ها مصاحبه میکنند. آنوقت این مرد بی انصاف (از نظر من نامرد بی انصاف) می آید و کارتون میکشد که موسوی دارد در آینه با خودش مصاحبه میکند. آقای نیک آهنگ حتما انتظار دارند که موسوی و کروبی بروند و با کیهان و همشهری مصاحبه کنند! جناب کوثر شما با این سن و سالتان آنقدر کودک هستید که نمیدانید و یا نمیخواهید قبول کنید که هر حرف بدون تعمق و یا حتی هر حرف حقی که در زمان نابجا از دهان موسوی و کروبی خارج شود، چه عواقب جبران ناپذیر و سهمگینی را برای جنبش سبز، زندانیان و مردمیکه با خون خود تا این مرحله به مبارزه ادامه داده اند، در پی خواهد داشت و چه جوانان نازنینی را به سینه قبرستان خواهد فرستاد و مادران را به عزای فرزندان خواهد نشاند. بنده به شما آقای نیک آهنگ کوثر پیشنهاد میکنم حالا که ژست خبرنگاری گرفته ای کمی هم به خودتان زحمت بدهید و بروید و ارکان این پیشه را هم بیاموزید. ضمن اینکه باید یادآور شوم اگر شما مزدور حکومت ایران هستی، بدان که نتیجه اعمالت را روزگار به تو باز پس خواهد داد. امیدوارم که کارها و حرفها و رفتارهایتان از روی نادانی بوده باشد نه علم.