اگر دین ندارید آزاده باشید - زنده باد جنبش حق طلبی و آزادیخواهی ملت عزیز ایران - پیروزی مسلما از آن ماست V

تنها 9 روز تا 18 تیر باقی مانده، وقت دوباره بپا خاستن است
خاطره ای جالب از آیت الله بروجردی درباره حکومت اسلامی
ازپدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیتالله بروجردی ، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی ازبزرگان و از مدرسین حوزه (ظاهراپدر آیتالله فاضل لنکرانی، مرجع معاصر) علت این رفتار را از آقای بروجردی سوال کرده و میپرسد چرااین افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب میگویند : این آقایان میخواهند شاه رابردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری (ظاهرامرحوم آیتالله کبیر) از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است میپرسد، مگر چه اشکالی دارد؟
آیتالله بروجردی درجواب میگویند:
اشکال بزرگ این امر در این جا است که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم میافتد، با این اسلحه میشود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان وعقاید مردم است که به جان مردم میاندازید. با این اسلحه نمیتوان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته میشود.
حالا ببینم کدوم پفیوز میخواد تا آخر ماه از نظر بنزین خودکفا بشه؟
بالاخره سگ دستگاه قضایی به پارس کردن افتاد
هر وقت قاطرها توانستند پرواز کنند، جناب ا.ن می تواند باز هم رییس جمهور شود!
امیدوارم هر روز یکی از سبزها خود را نقد کند
امروز با خواندن نامه مصطفی تاجزاده مو به تنم راست شد. چقدر جرات و چقدر بزرگی و شجاعت در این مرد وجود داشت و من ندیدم. مرحوم آیت الله منتظری خود را نقد کرد. نتیجه اش چه شد؟ ایشان از داخل این حکومت فاسد رانده شدند و در آغوش صمیمی مردم قرار گرفتند. دقیقا عین همین ماجرا برای آقای تاجزاده در حال اتفاق افتادن است. با این نامه امروز، ایشان گذشته خود را به چالش کشیدند، ایشان توجیه نکردند و با دلیری تمام گفتند که اشتباهاتی را در اول انقلاب مرتکب شده بودند که ایکاش نمیشدند. ایشان در قسمتی از نامه خود به صراحت میگویند: " اگر در پيشگاه نسل جديد به آن خطاها اعتراف نكنيم، آن گاه مجال براي ظهور كساني مهیا ميشود كه همان لكههاي تاريك را چنان بسط مي دهند و چنان نسبت به گذشته فرافكني مي كنند تا خطاهاي به مراتب هولناكتر خود را بپوشانند". ایشان راه حل را در اعتراف کردن به پیشگاه مردم میدانند نه اینکه فرار از آن و بی پاسخ رها کردن آنها. امیدوارم هر روز بیش از پیش بشنویم که یکی از سبزها خود را نقد کرده است، با همه احترامی که برایشان قائلم و مقاومتشان را می ستایم.
حمله همزمان بربرها و مغولها به دفتر علمای سبز
نکته: شایعاتی هم هست که میگه خ.ر خودش در یک دیدار محرمانه از سگهاش خواسته که این اوباش گری ها رو راه بیندازند.
سازی نوین و دلنواز در موسیقی برای جلای روح
آسید علی! ببینم برای 22 خرداد کدام انگشتر را به دست میکنی!
ضمنا 22 خرداد فراموش نشود. باید خارج از فضای مجازی اطلاع رسانی کرد. باید به همدیگر جرات و قوت قلب بدهیم. به خدا ما پیروزیم. ذره ای شک ندارم. همواره وعده و سنت خداوند پیروزی حق بر باطل بوده و این تغییر ناپذیر است. باید از شعار نوسی، تلفن، اس ام اس، الله اکبرهای شبانه و اعلامیه برای اطلاع رسانی استفاده کرد. باید در همه جا، زمان و مکان راه پیمایی ها را ذکر کرد. فقط 2 روز زمان باقی مانده. رسانه شمایید.
علی مطهری، مردی که یکبار به نعل می کوبد، یکبار به میخ
علی مطهری از یک طرف فریاد حق طلبی اش گوش فلک را کر کرده و از طرف دیگر کنار قاتل زمان، خامنه ای، مینشیند و برای او مجیز خوانی میکند. این آدم در تمام دورانی که من به یاد دارم یکی به نعل کوبیده یکی به میخ! میآید و در برنامه های مزخرف تلویزیون ضرغامی دم ازآزادی بیان و حق مردم میزند ولی خودش ریشه در ظلم دارد و از مسبب اصلی این همه جنایت تمام قد حمایت میکند. دیروز مراسم خمینی بود (14 خرداد) و مطمئنا شما هم از گندکاریهای ا.ن و خ.ر خبردارید. امروز علی آقای مطهری متنی منتشر کرده که بازهم حکایت از سیاستهای یک بام و دو هوای این فرد دارد. در قسمتی از متن می نویسد که همه این کارها و ظلمها زیر سر این احمدی نژاد است و در جایی دیگر موسوی و کروبی را سران فتنه مینامد و میگوید اگر آنها را محاکمه کرده بودیم الان احمدی نژاد جرات این همه جولان دادن را نداشت.
از همه این حرفها بنده تنها به یک نتیجه میرسم که این آقا اصلا به حق و راستی کار ندارد. ایشان یک سری قانون و بت برای خود دارد. مثلا از احمدی نژاد متنفر است پس به او میتازد و در این بین کمی هم از حق ملت حرف میزند تا عوام فریبی کند. یا مثلا در جایی دیگر از موسوی و کروبی، که همگی میدانیم دارند از حق دفاع میکنند، انتقاد میکند که کاملا در تناقض با حرفهای دیگرش در زمینه حقوق ملت است. این آدم در زندگی بتی هم دارد به نام خامنه ای، که حاضر است تمام حقایق عالم هستی را زیر پا بگذارد ولی کسی به بتش چپ نگاه نکند. هر چند که امروز در نوشته اش کمی هم به طور غیر مستقیم از خ.رش انتقاد کرد ولی بیش از این نمیتوان از این موجود انتظار داشت. اینها همگی دست آموزان این ولایت مطلقه هستند که در نهایت امر باید به سمت متولی خود برگردند و آبی از اینها برای ما گرم نخواهد شد (هرچند که انتظارش را هم نداشتیم).
نقدی بر نیک آهنگ کوثر، کسی که فقط ادعا دارد می فهمد
همین آقای نیک آهنگ کوثر آنقدر کارها و کارتونهایش کودکانه است که نمیداند (یا میداند و از عمد این طور وانمود میکند که نمیداند و یا شاید هم به قول یارو مامور جمهوری اسلامی است که اینقدر نفت در آتش میریزد) جنبش سبز و سران آن رسانه ای جز سایت کلمه و جرس و چند سایت دیگر ندارند و به همین دلیل است که با این رسانه ها مصاحبه میکنند. آنوقت این مرد بی انصاف (از نظر من نامرد بی انصاف) می آید و کارتون میکشد که موسوی دارد در آینه با خودش مصاحبه میکند. آقای نیک آهنگ حتما انتظار دارند که موسوی و کروبی بروند و با کیهان و همشهری مصاحبه کنند! جناب کوثر شما با این سن و سالتان آنقدر کودک هستید که نمیدانید و یا نمیخواهید قبول کنید که هر حرف بدون تعمق و یا حتی هر حرف حقی که در زمان نابجا از دهان موسوی و کروبی خارج شود، چه عواقب جبران ناپذیر و سهمگینی را برای جنبش سبز، زندانیان و مردمیکه با خون خود تا این مرحله به مبارزه ادامه داده اند، در پی خواهد داشت و چه جوانان نازنینی را به سینه قبرستان خواهد فرستاد و مادران را به عزای فرزندان خواهد نشاند. بنده به شما آقای نیک آهنگ کوثر پیشنهاد میکنم حالا که ژست خبرنگاری گرفته ای کمی هم به خودتان زحمت بدهید و بروید و ارکان این پیشه را هم بیاموزید. ضمن اینکه باید یادآور شوم اگر شما مزدور حکومت ایران هستی، بدان که نتیجه اعمالت را روزگار به تو باز پس خواهد داد. امیدوارم که کارها و حرفها و رفتارهایتان از روی نادانی بوده باشد نه علم.